خرید بک لینک
نمیدانم چرا هنوز منتظرم با یک ساک پلاستیکی بزرگ سراهم سبز بشوی
هنوز منتظرم گلدان کوچکی با گلهای شیشه ای قهوه ای بدستم بدهی!
هنوز بعد این سال ها در کنار آن تیر چراغ برق منتظر می بینمت
نمی دانم بعد از این همه دلیل برای نبودن چراهنوز پی بودنم!
هنوز در دنیای مجازی پشت خطوط اینترنت همه را تو تصورمی کنم
و همیشه فکر می کنم خواننده نوشته هایم خودت هستی!

و عشق جز تصوری خیال انگیز در دور دست های ذهنم چیزی نبود...

امیلیا

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 20:14

باز بهاری دیگر آمد من در انتظار معجزه ای مثل بهار ،تمام زمستان عمر راپشت سر گذااشتم ولی بهار با شکوفه هایش با تمام عطر بارانش و صدای دلنشین گنجشک هایش از من گذشت قلبم می گیرد از تمام رفتن ها !تو که رف

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 20:14

حقیقت رویاهای با تو بودن را از من گرفت هرچه تلاش می کنم کلمه ای از انتهای ذهنم در مسیر بی بازگشتت جاری کنم نمی شود !حقیقت چیزی بود که همیشه می دانستم اما در انتهای اندیشه ام پنهانش کرده بودم و روزی که

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 20:14

بابعضی از کلمات بعضی آدم هاسرد می شوند وبعضی مثل من آتش می گیرند می سوزند و خاکستر می شوند و باد خاکسترشان رابا خود به دوردست ها می برد و بعد گم می شوند در روزگار!واژه هایم ذوب شدند وآتشی بر جانم افت

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 20:14

باورت می شود یک روز چشم باز می کنی و می بینی همه چیز به پایانش رسیده تاریخ حیاطمان بنظر تمام شده است باورت می شود باید یا خرابه بشود یا مال کسی این را من نمی گویم تمام پیشامدها این را می گویند دیگر چط

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 20:14

صفحه بندی